X
تبلیغات
گرمسار مظهر تاریخ کهن
گرمسار مظهر تاریخ کهن
 ـ به دلیل غنی بودن تاریخ ایران، در این بخش فقط خلاصه‌ای از هر دوره قرار داده شده‌است. تاریخ ایران در این جا به چهار بخش اصلی تقسیم شده‌است.

به گزارش بولتن نیوز، دوره پیش از تاریخ خود به سه دوره تقسیم می‌شود که عبارت‌اند از: ۱- دیرینه‌سنگی. ۲- میان‌سنگی. ۳- نوسنگی.

دوران پارینه سنگی ایران به سه دوره پارینه سنگی آغازین، میانی، پایانی و یک دوره کوتاه بنام نوسنگی تقسیم می‌شود.

دیرینه‌سنگی

فرهنگ‌های مرتبط با دیرینه‌سنگی ایران شامل فرهنگ ساطور ابزار الدوان و فرهنگ تبر دستی آشولی هستند. کهن ترین شواهد این دوره که مربوط به فرهنگ الدوان است در اطراف رودخانه کشف رود در خاور مشهد یافت شده‌است. این شواهد شامل شماری ابزار سنگی ساخته شده از کوارتز است که شامل تراشه و ساطور ابزار هستند. بنا به نظر کاشفین این مجموعه دست کم ۸۰۰ هزار سال پیشینه دارد. از فرهنگ آشولی نیز مدارک بیشتری در شمال غرب و غرب کشور بدست آمده‌است. برخی از مکانهای مهم شامل گنج پر در رستم‌آباد گیلان، شیوه تو در نزدیکی مهاباد، پل باریک در هلیلان لرستان هستند.

میان‌سنگی

از دوران میان‌سنگی که فرهنگ ابزار سازی آن موستری گفته می‌شود، شواهد بیشتری در غارها و پناهگاه‌ها یافت شده‌است که بیشتر مربوط به زاگرس مرکزی هستند. این دوره از حدود ۲۰۰ تا ۱۵۰ هزار سال پیش آغاز شده و تا حدود ۴۰ هزار سال پیش ادامه داشته‌است. انسان‌های نئاندرتال در این دوره در ایران می‌زیستند که بقایای اسکلت آن‌ها در غار بیستون یافت شده‌است. مکان‌های مهم این دوره غارهای بیستون، ورواسی، قبه و دو اشکفت در شمال کرمانشاه، غار قمری و گر ارجنه در اطراف خرم‌آباد، کیارام در نزدیکی گرگان، نیاسر و کفتار خون در نزدیکی کاشان، قلعه بزی در نزدیکی اصفهان و میرک در نزدیکی سمنان است.

نوسنگی

دوران نوسنگی ایران از حدود ۴۰ هزار سال پیش آغاز و تا حدود ۱۸ هزار سال پیش ادامه یافته که برابر با کوچ انسان هوشمند به ایران است. آثار این دوره در اطراف کرمانشاه، خرم‌آباد، مرودشت و کاشان یافت شده‌است. فرهنگ ابزار سازی این دوره تیغه و ریز تیغه برادوستی است. آثار دوره بعدی فراپارینه سنگی در غرب زاگرس و شمال البرز بدست آمده که فرهنگ زرزی خوانده می‌شود.

پیش از مادها (به‌شکل تمدن)

شهر سوخته نام بقایای شهری باستانی است که در فاصلهٔ شهرهای زابل و زاهدان در استان سیستان و بلوچستان کنونی واقع شده‌است. این شهر در ۳۲۰۰ سال پیش از میلاد پایه‌گذاری شده و مردم این شهر در چهار دوره بین سال‌های ۳۲۰۰ تا ۱۸۰۰ پیش از میلاد در آن سکونت داشته‌اند.

به باور برخی باستان‌شناسان این شهر را باید کهن‌ترین شهر جهان دانست چرا که معدود شهرهای پیش از آن، از نظر امکانات و اصول شهرنشینی با آن قابل مقایسه نیستند...

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1392ساعت 19:39  توسط جلینی  | 

 
«اردشیر جوانمردزاده» باستان‌شناس در این‌باره می‌گوید: «یکی از مهمترین شاخصه‌های تمدن که معیارگذار دوران پیش از تاریخ به تاریخ خط است. چنانچه برای بررسی روند تکامل پیدایش خط باید به مدارک آغازین و بررسی دوره‌های پیش از پیدایش خط پرداخت».
 
این باستان‌شناس با اعتقاد بر اینکه قدیمی‌ترین مدارک و نمونه‌های یافت شده را که می‌توان به آغاز و پیدایش خط نسبت داد مربوط به توکن‌ها یا اشیاء گلی شمارشی دوره نوسنگی می‌شود. این اشیاء که در سراسر خاورمیانه و خاور نزدیک پراکنده‌اند، در محوطه‌های نوسنگی ایران هم به دست آمده‌اند.
 
اما نمونه‌ی پیشرفته این توکن‌ها که بیانگر آغاز خط هستند، تابلت‌ها(Tablet)  یا بالشتک‌های گلی هستند که از جنوب بین النهرین و شوشان کشف و معرفی شده‌اند. جوانمردزاده معتقد است، تا مدتها پیش قدیمی‌ترین نمونه‌های این بالشتک‌های گلی به اواخر هزاره چهارم پیش از میلاد نسبت داده شده با این‌حال کاوش‌های باستان‌شناسی منطقه حمرین عراق منجر به کشف یافته‌ای شد که بعدها توسط متخصصان تحت‌عنوان نمونه بسیار پیشین بالشتک‌های خط معرفی شد. بر اساس مطالعات انجام شده این نمونه‌های آغازین تابلت (Proto-Tablet) را می‌توان به دوران عبید 4 در بین النهرین (نیمه دوم هزاره 5 پیش از میلاد) نسبت داد.
 
این درحالی است که طی کاوش‌های اخیر محوطه چغاآهوان دشت مهران واقع در استان ایلام نمونه‌ای از این پیش ـ بالشتک‌ها کشف شد که بر اساس مقایسه‌های انجام شده تاریخ نیمه اول هزاره 5 پیش از میلاد را می‌توان برای آن پیشنهاد داد. به‌گفته جوانمردزاده، این شی کوچک گلی با ابعاد 2×3×5 سانتیمتر مانند نمونه‌های مشابه بین‌النهرینی خود دارای سوراخ‌هایی ریز یا چوب خطی در دو طرف است. با این کشف می‌توان پیشنهاد داد یکی از قدیمی‌ترین نمونه‌های مدارک آغاز نوشتار در ایران و از منطقه شوشان بزرگ به‌دست آمده‌است.
 
 لازم به ذکر است که کاوش‌های هیئت آمریکایی در دهلران نیز نمونه مشابه آنچه که از چغاآهوان معرفی شده است را معرفی و منتشر کرده‌است که متاسفانه تاریخ دقیق آن معلوم نیست و کارکرد آن نیز به صفحه بازی پیشنهاد شده‌است.
+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1392ساعت 19:29  توسط جلینی  | 

ن کشف قدیمی ترین پرچم جهان در ایران ، عکس
داستان کشف قدیمی ترین پرچم جهان در ایران ، عکسReviewed by محمد پورداداش on Jul 13Rating: 4.5داستان کشف قدیمی ترین پرچم جهان در ایران ، عکسداستان کشف قدیمی ترین پرچم جهان در ایران ، عکس

Old Parcham داستان کشف قدیمی ترین پرچم جهان در ایران ، عکس

داستان کشف قدیمی ترین پرچم جهان در ایران ، عکس

کویر لوت سرزمین اسرار آمیزی است. از کلوت ها و افسانه های پر از جن و پری اش که بگذریم، کمتر کسی فکرش را می کرد که در نزدیکی لوت یکی از قدیمی ترین تمدن های دنیا تشکیل شده باشد. اما کشف قدیمی ترین پرچم دنیا از این منطقه، نام لوت را به تمدن کهن خبیص پیوند داد. قدیمی ترین درفش فلزی جهان، شباهت زیادی به درفش کاویانی دارد. درفشی که از حوالی کویر لوت در کرمان کشف شد و برگ تازه ای از تاریخ را رو کرد.

این روزها همه از وجود قدیمیترین لوح‌های تمدن جهان در کرمان و در تمدن ارت در جنوب کرمان می گویند اما کمتر کسی از تمدن خبیص در حاشیه شمال شرقی کرمان و در لبه کویر لوت سخن می گویند.

تمدن خبیص شهداد یکی از حلقه های گم شده بین تمدن شرق آسیا و بین النهرین است؛ تمدنی که مانند بسیاری از محوطه های باستانی فلات ایران سر از زمین بیرون آورده است اما کمتر از داشته هایش گفته شده و همچنان رمز و راز خود را در پهنه خاک مدفون کرده است.

Old Parcham2 داستان کشف قدیمی ترین پرچم جهان در ایران ، عکس

اجزاء کامل قدیمیترین پرچم دنیا

 سرزمین نخل، کویر، آب و درفش
اینجا شهداد داد سرزمینی که نخستین درفش فلزی جهان در آن کشف شده است. اینجا شهداد است سرزمین نخل؛ کویر، آب و تاریخ. تمدین قدیم شهداد هنوز نا شناخته است همانند بسیاری از زیستگاههای پیش از تاریخ ایران از شش هزار سال قبل بشر در شهداد می زیسته و هنوز زندگی می کند.

داستان درفش شهداد
در حفاریهای باستانشناسی در این منطقه کهنترین پرچم فلزی جهان به دست آمده است، درفش شهداد فلزی مربع شکل و ۲۳ در ۲۳ سانتیمتر است و بر فراز خود عقابی دارد و بر میله ای نصب شده است.
بر روی این درفش داستانی شکل گرفته است از افسانه های کهن ایران زمین؛ قصه ای از نعمت، شکر گزاری، نخل و سپاس در وسط درفش انسانی است که بر صندلی نشسته و دیگران در پیرامونش قرار دارند از سایر انسانها گرفته تا عناصر طبیعت و حیوانات وحشی و اهلی. فرد نشسته بر صندلی بزرگتر از دیگران است و یک زن در کنارش و دو خدمتگذار در اطرافش.درفش با خورشید شیر و گاو کوهاندار و آراسته شده که گویا داستانی را روایت می کند.

 

این درفش پس از کشف به تهران منتقل شد و در موزه نگهداری می شود و باز این داغ را بر دل کرمانیان می گذارد که چرا اشیا کشف شده در استان کرمان جایی برای نگهداری در استان تاریخی کرمان ندارند؟
شهداد در ۷۰ کیلومتری شمال شرق شهر کرمان قرار دارد و کویری‌ترین بخش استان کرمان به شمار می‌رود.

نمایی نزدیک نقوش درفش شهداد
این ناحیه از کرمان، در ابتدا هیچگاه مورد توجه باستان شناسان نبود، زیرا تصور وجود تمدن باستانی در صحرای خشک لوت غیر ممکن بود. اولین هئیت کاوش در سالهای ۴۶ به سرپرستی دکتر احمد مستوفی از موسسه جغرافیایی دانشگاه تهران  برای بررسی موقعیت جغرافیایی دشت لوت و اطراف آن وارد آنجا شدند و در حین اکتشافات خود  “چاله تکاب” به تعدادی سفال برخورد کردند که قسمتی از آنها از زمین بیرون و این آثار نشان از وجود تمدنی پیشرفته در این ناحیه بود.

آراترای گم شده یا همان تمدن خبیص شهداد
اما هم اکنون باستان شناسان، شهداد را کلیدی برای شناخت فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی تمام منطقه جنوب شرقی ایران در هزاره سوم ق.م می‌دانند. عده‌ای هم آن را با شهر گمشده سومری آراتا منطبق می‌دانستند، در گل نوشته سومری نام آراتا بسیار به کار رفته‌است. طبق متون سومری آراتا سرزمینی بود در شرق “انشان”.
هانسمن انگلیسی، سرزمین انشان را همان فارس می‌داند و شهر سوخته واقع در استان سیستان را شهر حماسی آراتا می‌دانست، اما اکتشافات بعدی در استان کرمان این موضوع را اثبات کرد که آراتا همان شهداد کرمان است.

شهداد مرکز ایالت آراتا بود که یکی از چند ایالات خود مختار امپراتوری عیلام به شمار می‌رفته و دارای اجتماعی شکل یافته و منسجم بود. علاوه بر حاکم و حکومت، دارای طبقات اجتماعی و اصناف بود.

 کشف گورستان شهداد از مهمترین اکتشافات باستان‌شناسی دوران معاصر است. از آنجاییکه پیشینیان، بنا بر اعتقادشان به اینکه بعد از مرگ در دنیایی دیگر محتاج آب و غذا و مسکن خواهند بود، تمامی متعلقات خود، از ظرف و لباس گرفته تا زیورآلات را با خود به گور می‌بردند. به علت جهت گردش خورشید گورستانهای شهداد اغلب شرقی، غربی هستند. ساکنان شهداد، از افراد بزرگ و سرشناس خود از جمله حکمرانان، کاهنان، مجسمه‌هایی می‌ساختند و پس از فوت آنها در هنگام تدفین آنرا با اشیای دیگر در گور جای می‌دادند.

در بین مجسمه‌ها، تعداد زیادی مجسمه زن نیز وجود دارد. همچنین قدیمی ترین درفش کشف شده در جهان با عنوان درفش شهداد در این منطقه بوده است.اما در نخستین حفاریهای شهداد یک شی قابل توجه نیز کشف شد که همان درفش شهداد نام گرفت.

Old Parcham3 داستان کشف قدیمی ترین پرچم جهان در ایران ، عکس

اجزا درفش شهداد
این درفش قدیمی‌ترین پرچم جهان است که از یک صفحه با میله و لولا و دسته برنزی ساخته شده است و البته چون در این چند هزار سال زنگ زده شده به رنگ سبز مبدل شده است ولی در اصل نوعی درخشش فلزی داشته که آفتاب را باز می‌تابانده است.
روی آن، نقشی از یک نخل دیده می‌شود و دو  درخت دیگر و پنج  آدم کوچک و بزرگ که همه از بزرگان هستند و دو شیر و یک گاو کوهان‌دار و چند مار شبیه مارهای تمدن جیرفت هم به چشم می‌خورند.

Old Parcham4 داستان کشف قدیمی ترین پرچم جهان در ایران ، عکس

طرحی نمادین از نقوش درفش شهداد
موضوع جالب عقاب روی میلهً درفش است در اساطیر کهن ایرانی به نام سیمرغ علاوه بر این که سمبل ایزد خورشید بوده است، تحت نامهای سومری و هوریانی آنزو و زروان خدای خرد و باد اساطیری بزرگ بومیان دیرین فلات ایران به شمار می آمده است و بدین جهات نیز بوده که تمثالش در بالای درفش کاویانی پارسیان دوره هخامنش نیز نصب بوده است.
پروین محمد رضایی، محقق تاریخ در گفتگو با مهر اظهار داشت: اصل این کشفیات از جمله درفش شهداد که به عنوان شی ملی شناخته شده در موزه ملی تهران نگهداری می شود.این محقق باستانشناسی گفت: کهن ترین پرچم ایران و جهان با عنوان درفش شهداد در کنار کلوتهای کویر مهمترین آثار گردشگری شهداد هستند.
وی اظهارداشت: شهداد یکی از مناطق تاریخی و گردشگری کرمان محسوب می شود که طی بررسیهای صورت گرفته درفش شهداد مربوط به دوران پیش از میلاد مسیح قدیمی ترین پرچم ایران است که از مهمترین آثار گردشگری این منطقه محسوب می شود.وی بیان داشت: با توجه به اثر حک شده بر دهانه یک کوزه می توان قدمت برخی دیگر از اشیا کشف شده را به هزاره سوم پیش از میلاد رساند.
محمدرضایی اظهار داشت: این اشیاء از سه گورستان و سیصد گور به دست آمده اند.این مسئول بیان داشت: باتوجه به اشیاء کشف شده سه محله به نامهای کشاورزان، صنعتگران و جواهر سازان نیز از دل خاک بیرون آمده بود

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1392ساعت 19:18  توسط جلینی  | 

باستان شناس نامی کشور خبر داد
یافت قدیمی‌ترین شی تاریخی ایران در گیلانغرب

خبرگزاری فارس: تاریخدان و باستان‌شناس برجسته کشور گفت: یک تبر سنگی در گیلانغرب کشف شده که متعلق به 125 هزار سال پیش از میلاد مسیح است.

خبرگزاری فارس: یافت قدیمی‌ترین شی تاریخی ایران در گیلانغرب

به گزارش خبرگزاری فارس از کرمانشاه به نقل از روابط عمومی میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری، مسعود گلزاری‌ گفت: کرمانشاه تنها سرزمین ایران است که دارای پهنه گسترده‌ای از آثار باستانی است.

وی افزود: در استان فارس تنها آثار مربوط به دوران هخامنشیان و ساسانیان را داریم، در استان اصفهان نیز آثار موجود تنها محدود به دوران سلجوقیان و صفویان می‌شود اما در استان کرمانشاه از همه ادوار تاریخ آثار وجود دارد.

گلزاری ادامه داد: استان کرمانشاه از 125 هزار سال پیش تا‌کنون دارای آثار متعدد تاریخی ارزشمند است.

این باستان شناس برجسته کشور گفت: در کاوش‌هایی که در سال 1334 در منطقه بین گیلانغرب و سومار در استان کرمانشاه داشتیم، یک تبر سنگی را کشف کردیم که متعلق به 125 هزار سال پیش از میلاد مسیح بود که این تبر سنگی، قدیمی‌ترین شی تاریخی ایران زمین است.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1392ساعت 19:12  توسط جلینی  | 

نقش برجسته آنوباني‌ني اثري به جا مانده از "آنوباني‌ني" پادشاه "لولوبي‌ها" است. "لولوبي‌ها" از اقوام زاگرس نشين بوده و پيش از آريايي‌ها (پارس و ماد )، در چهارهزار و هشتصد سال پيش زندگي مي‌كردند. نقش برجسته آنوباني‌ني در 120 كيلومتري كرمانشاه و در شهرستان سرپل‌ذهاب و برصخره‌اي معروف به "ميان‌كل" قرار دارد.

سنگ برجسته آنوبانی نی
سنگ برجسته آنوبانی نی؛ سرپل ذهاب

در آخرین بازدید تیم آنوبانینی که در تاریخ 5 اسفندماه 1385 صورت گرفت؛ علاوه بر دو نقش شناخته شده، دو نقش برجسته دیگر توسط اهالی محل نشان داده شد که حکایت از غنای تاریخی منطقه و در عین حال ناشناخته بودن آن دارد. یکی از آثار بر روی کوه سمت راست و در ضلع شمالی کوه، در زیر غاری کوچک واقع شده و اثر دیگر بر روی کوه سمت چپ و در ضلع جنوبی آن حک شده است. البته این دو نقش برجسته نیز به سرنوشت هم نوعان خود دچار شده اند و فرسایش های طبیعی و غیر طبیعی باعث گردیده دیدن آنها به سختی امکان پذیر باشد. به هر حال در ادامه، محور صحبت بر روی نقش شناخته شده و معروف آنوبانی نی خواهد بود.
با توجه به شباهت بسيار بين نقش برجسته آنوبانی نی و كتيبه بيستون، مي‌توان مقدمات آن را براي ثبت در فهرست آثار جهاني به عنوان الحاقيه بيستون آماده كرد. اين نقش برجسته يكي ازقديمي‌ترين نقش برجسته‌هاي كشور است كه  ‌حداقل دو هزار سال از كتيبه داريوش قديمي‌تر است. این اثر در ارتفاع نسبتا زیادی از سطح زمین (حدودا 16 متر) و در منطقه ای دور از دسترس قرار دارد. همین عامل احتمالا مهمترین دلیل برای سالم ماندن آن در طول هزاران سال می باشد. جنگ تحمیلی در سالهای اخیر شاید بیشترین آسیب را در طول تاریخ به این اثر زده باشد. 30 درصد اين اثر بر اثر تركش‌هاي جنگ تحميلي عراق عليه ايران آسيب ديده است.


سنگ نوشته آنوبانی نی
موقعیت سنگ برجسته آنوبانی نی و سنگ برجسته اشکانی؛ سرپل ذهاب

اين نقش برجسته تصويري از آنوباني‌ني‌، الهه "ني‌ني" و 9 اسير است. سطحي كه نقش بر آن حجاري شده به دو قسمت تقسيم شده در قسمت بالا و سمت چپ "آنوباني‌ني" كه پاي چپ خود را روي سينه اسيري نهاده ، قرار دارد. او در دست چپ كه روي سينه نهاده كمان و نيزه‌اي و در دست راست تبري دارد. نيم‌تنه شاه برهنه است و دامني از كمر تا زانو او را مي‌پوشاند. كمربندي با تزئين ويژه اين دامن را نگه ‌مي‌دارد. آنوباني‌ني كفش‌هاي بندي به پا دارد. در زير پاي چپ او اسيري قرار دارد كه يك حلقه بيني و دست راست او را به هم گره زده است. شست چپ پاي الهه ني‌ني از ميان اين حلقه رد شده‌است. الهه با پيراهني مطبق (طبقه‌طبقه) كه شانه راست او را نمي‌پوشاند در مقابل پادشاه ايستاده‌ و با دست راست حلقه‌اي را رو به شاه گرفته است. در دست چپ نيز نيزه‌اي فلزي دارد. اين نيزه از بيني دو اسير پشت سر او گذشته است. تمامي اسيران نقش آنانوباني‌ني برهنه هستند و تنها يكي از آن‌ها كلاه بر سر دارد. آرايش موي اين اسير با بقيه اسيران متفاوت است.


تصویر بازسازی شده نقش آنوبانی نی
تصویری بازسازی شده از سنگ برجسته آنوبانی نی؛ سرپل ذهاب

در زير پاي الهه و دو اسير پشت سر وي کتيبه اي به زبان اکدي بدین مضمون نوشته شده است:

“آنوباني ني پادشاه لولو بوم تصوير خويش و تصوير ني ني را بر کوه بادير نقش کرد. آن کس که اين لوح را محو کند به نفرين و لعنت آنو، آنونوم، بل، بليت، رامان، ايشتار، سين و شمش گرفتار باد و نسل او بر باد رواد”.

به دليل شباهت زياد، بسياري اعتقاد دارند كه داريوش كتيبه بيستون را با الهام از آنوباني‌ني بر دل كوه بيستون حك كرد. هر دو نقش در يك شاهراه ارتباطي باستاني قرار دارند. اين شاهراه پس از گذر از بيستون، طاق‌گرا را پشت سر مي‌گذارد، از سرپل‌ذهاب محل نقش آنوباني‌ني مي‌گذرد و به بين‌النهرين مي‌پيوندد. همچنين در هر دو نقش پادشاهان فاتح تجسم شده‌اند و هر دو تير و كمان دارند. تعداد اسيران در هر دو نقش 9 نفر هستند. البته بعد‌ها آخرين پادشاه سكاها تصوير خود را روي كتيبه بيستون نقش مي‌كند.
 در هر دو نقش قد اسيران از قد پادشاهان كوتاهتر است. هر دو پادشاه پا روي سينه يكي از اسيران گذاشته‌اند. در هر دو نقش دست اسيران از پشت بسته شده و قدرت پادشاهان به توجه و توفيق خدايان بستگي دارد. در هر دو نقش الهه‌ها نقش نماينده خدا را دارند كه حلقه قدرت را به پادشاهان مي‌دهند.
البته تفاوت هایی مابین این دو اثر نیز وجود دارد. برخلاف كتيبه بيستون، در نقش آنوباني‌ني از ملازمان خبري نيست. همچنين در كتيبه بيستون اسرا در يك صف قرار دارند اما در نقش برجسته پادشاه لولوبي‌ اسرا در دو صف نقش شده‌اند. در آنوباني‌ني همه اسرا برهنه‌اند اما در كتيبه بيستون همه لباس به تن دارند. در نقش آنوبانی نی، ايشتار اسرا و دشمنان پادشاه را خود به دست پادشاه مي‌دهد اما در بيستون فروهر هيچ نقشي ندارد و تنها در بالاي نقش حك شده است.
علاوه بر نقش ذکر شده، در سمت چپ رودخانه بر روی کوه دیگری در فاصله حدود 100 متری نقش دیگری وجود دارد که البته به دلیل شرایط نامساعد جوی برجستگی آن تا حد زیادی از بین رفته و در شرایط نوری خاص و با دقت فراوان می توان آنرا دید. این نقش نیز در ارتفاع و در نقطه ای صعب العبور قرار دارد. در اين نقش، تصوير دو نفر ديده مي شود. نفر سمت چپ مردي را با مشخصات آنوباني ني به حالت ايستاده و به صورت نيم رخ نشان مي دهد. وي کلاه نمدي بر سر، لباس کوتاه مطبقي بر تن، سلاحي در دست راست و کماني در دست چپ دارد و پاي چپ خود را بر روي سينه اسيري نهاده است. در مقابل او نيز رب النوعي به حالت ايستاده حجاري شده است. اين الهه نيز کلاه بزرگي بر سر و پيراهني تا مچ پا بر تن دارد. وي در حال اهداء حلقه سلطنتي به شخصيت مقابل خود است. در حدفاصل اين دو شخصيت، دايره اي نقش شده که در داخل آن ستاره اي چهار پر ديده مي شود.


نقش دوم آنوبانی نی
یکی دیگر از نقوش برجسته آنوبانینی

در پايين نقش برجسته آنوباني ني، نقش برجسته يکي از حاکمان اشکاني سوار بر اسب ديده مي شود. شاه اشکاني با بدني نيم رخ و صورتي تمام رخ حجاري شده است. وي کلاهي شرابه دار بر سر دارد و گوشه هاي بلند آن بر روي شانه هايش افتاده است. پيِراهن او کوتاه - تا بالاي ران – و شلوارش گشاد است. سوار با دست راست افسار اسب را گرفته است. در جلوي او مردي از بزرگان به حالت ايستاده، در حال اهداي گل به شاه، حجاري شده است. در گوشه چپ اين نقش، کتيبه اي به خط پهلوي به اين مضمون نوشته شده است: “اين پيکر گودرزشاه بزرگ پسر گيو”.


نقش گودرز
نقش برجسته دوره اشکانی؛ سرپل ذهاب

برای دیدن این نقوش باید کمی تلاش کنید. از میان شهر باید بگذرید و از خیابانهای تو در تو و بدون اسم سراغ "میان کل" و یا در اصطلاح محلی "ناو کل" را بگیرید. البته تنگه بین این دو کوه از همه جای شهر کوچک سرپل ذهاب دیده می شود. رودخانه ای شهر نیز می تواند راهنمای خوبی باشد. برخلاف جهت رودخانه حرکت کنید تا به میان تنگه برسید. پیاده طی کردن این مسیر هم خالی از لطف نیست. شهر کوچک است و از مرکز شهر که به اسم "چهار راه احمد بن اسحاق" یا "چهار راه میر احمد" شناخته می شود تا کنار نقوش کمتر از یک ربع ساعت طول می کشد. برای دیدن نقوش سمت چپ، قسمت انتهایی کوه سمت چپ را دور زده و سعی کنید از همان پایین و روی جاده نقش را بیابید. دو نقش در دو طرف کوه و تقریبا به صورت قرینه نسبت به هم قرار گرفته اند.


نقش اصلی آنوبانی نی
موقعیت سنگ نوشته آنوبانینی؛ سرپل ذهاب

برای دیدن نقوش سمت راست باید کمی بیشتر تلاش کنید. دو نقش (آنوبانی نی شناخته شده و نقش پادشاه اشکانی) در داخل حیاط یک دبیرستان دخترانه قرار دارد و احتمالا در ساعاتی که دبیرستان تعطیل است باید برای دیدن آن بروید و البته در این زمان هم باید از بابای مدرسه کلی خواهش و تمنا کنید که شما را راه بدهد. البته در آخرین بازدید تیم آنوبانینی؛ ظاهرا اقداماتی برای مجزا کردن نقوش از مدرسه در حال انجام بود. نقش سومی هم بر روی همان کوه وجود دارد که برای دیدن آن باید زیر غار کوچک کنار نقش قدیمی آنوبانینی را جستجو کرد. 
+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1392ساعت 18:58  توسط جلینی  | 

سلام خلاصه لوحی ک اسبب اثبات پارسه گد گرمسار شد رو پیدا کردم که تو موزه لووزر پاریسه
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1392ساعت 22:13  توسط جلینی  | 

هم‌اكنون شش كشور عراق، سوريه، تركيه، آذربايجان، ايران و يمن مدعي هستند كه كشتي نوح در آنجا آرام گرفته است. بدون هيچ تعصبي خدمتان مي‌گويم كه اسناد و مدارك ايران بسيار قوي‌تر از ساير كشورها است.
نوح دستور داد كه شما مومنان به كشتي درآييد تا به نام خدا كشتي هم روان شود و هم به ساحل نجات رسد كه خداي من البته صاحب مغفرت و رحمت است. (41)

و آن كشتي به دريا با امواجي مانند كوه در گردش بود در آن حال نوح از راه شفقت فرزندش را ندا كرد اي پسر تو هم به اين كشتي در آي و با كافران همراه مباش. (42) آن پسر نااهل پاسخ داد كه من به زودي بر فراز كوه روم كه از خطر هلاكم نگه دارد، نوح گفت: اي پسر امروز هيچ كس از قهر خدا به لطف او نجات نيابد اين بگفت و موج ميان آنها جدايي افكند پسر با كفار غرق شد. (43) و به زمين خطاب شد كه آب را فرو بر و به آسمان خطاب شد باران را قطع كن و آب به يك لحظه خشك شد و حكم انجام يافت و كشتي بر كوه جودي قرار گرفت و فرمان هلاك ستمكاران در رسيد. (44) و نوح به درگاه خدا عرض كرد: پروردگارا فرزند من اهل بيت من است (كه وعده لطف دادي) و وعده عذاب تو هم حتمي است كه قادرترين حكم‌فرماياني. (45) خدا به نوح خطاب كرد كه فرزند تو هرگز با تو اهليت ندارد زيرا او را عملي بسيار ناشايست است پس تو از من تقاضاي امري كه هيچ از حال آن آگاه نيستي مكن من تو را پند مي‌دهم و از مردم جاهل مباش. (46) نوح گفت: بار الها پناه مي‌برم به تو كه ديگر چيزي كه نمي‌دانم تقاضا نكنم و اكنون اگر مرا نبخشي و ترحم ننمايي من از زيانكارانم. (47) به نوح خطاب شد كه از كشتي فرود آي كه سلام ما و بركات و رحمت ما بر تو و بر آن امم كه هميشه با تواند. و به امت‌هايي كه (ستمگر شوند) پس از آنكه بهره از دنيا دهيم آنان را عذاب دردناك خواهيم كرد. (48) اين از اخبار غيب است پيش از آنكه ما به تو وحي كنيم و قومت هيچ از آن آگاه نبوديد پس تو در طاعت حق صبر كن كه عاقبت اهل تقوي نيكو است. سوره هود

اولين بار (1379) در مقاله "نوح و نوحاوند" ادعا كردم توفان نوح مقابل رشته كوه‌هاي زاگرس آرام شده و كشتي نوح در كوه "سركشتي" به گل نشسته است. همان گونه كه گمان مي‌بردم برخي از صاحب‌نظران اين ادعا را مغاير اسناد تاريخي دانستند و نتيجه برخورد دوستان اين شد تا اين فرضيه در داخل كشور نتيجه‌اي ندهد. بنابراين مقاله را به بنياد نوح‌شناسي آمريكا فرستادم. چندي بعد گروهي سه نفره از آمريكا به ايران آمدند. با يكي از آنها به كوه "سركشتي" رفتم و منطقه را نشانشان دادم. در آنجا سنگ‌هاي بسيار عجيبي را پيدا كرديم كه مانند حلقه‌هاي زنجير بود و همچنين قبرهايي مربوط به پيش از اسلام. دو قبر در بالاي كوه "سركشتي" وجود دارد كه به اعتقاد من يكي قبر نوح و ديگري احتمالا قبر حضرت آدم است.
چندي پيش يكي از دوستان فصلنامه‌اي در اختيارم گذاشت كه در اين فصلنامه مقاله‌اي جالب نظرم را جلب كرد.
"نوح و نوحاوند" عنوان آن مقاله بود. دكتر علي‌اكبر افراسياب‌پور، نويسنده مقاله، عضو هيات علمي دانشگاه شهيد رجايي تهران مدعي شده كه توفان نوح در ايران پايان يافته و كشتي او در زاگرس به گل نشسته است.
اسناد و مداركي كه نگارنده در اين مقاله ارائه كرده و به نظرم بسيار محكم بود. به قدري از اين موضوع شگفت‌زده شدم كه از طريق همان دوست توانستم با دكتر افراسياب‌پور قراري بگذارم.
قرارمان مي‌شود ساعت 10 صبح روز يكشنبه 21 بهمن ماه 1386، آپارتمان شخصي دكتر در منطقه قنات‌كوثر.

سال 1362 كه از جبهه برگشتم در صدا و سيماي مركز لرستان مشغول كار شدم. برنامه‌اي راديويي داشتم كه بايد درباره زندگي ايلات و عشاير استان پژوهش مي‌كردم. طي اين پژوهش متوجه شدم كوهي به نام "سركشتي" در سمت نورآباد و نهاوند قرار دارد. شنيدن اين نام برايم بسيار جالب بود؛ چراكه در آن منطقه نه دريايي است و نه راهي كه با دريا ارتباط داشته باشد، اما اينكه "سركشتي" از كجا آمده بود آغازي شد بر مطالعاتم.
رشته تحصيلي‌تان چيست؟
كارشناسي فلسفه دارم، اما دوره دكتراي خود را در گرايش عرفان گذرانده‌ام. 12 جلد كتاب تاليف كرده‌ام و 54مقاله داخلي و خارجي چاپ شده دارم.
پس شما هم چيزي از نوح در ايران نشنيده بوديد؟
خير،‌ اما تصميم گرفتم مطالعاتم را درباره رشته‌كوه‌هاي زاگرس ادامه دهم. در قلب رشته‌كوه زاگرس، كوهي به نام "گرين" قرار گرفته است. اين كوه از شمال نهاوند شروع و تا شمال غرب اين شهر ادامه دارد. رود معروف "گاماسياب" كه سرچشمه رود كرخه است از اين كوه سرچشمه مي‌گيرد. با مطالعاتي كه انجام دادم به اسناد و مداركي پي بردم كه در آنها گفته شده بود "نهاوند" همان "نوح،‌آب‌، بند" است و به علت كثرت استفاده طي سال‌هاي دور از "نوح آب‌بند" به "نهاوند" تغيير يافته است.
چگونه امكان دارد در منطقه‌اي كه دريايي ندارد و از هر دو طرف به كوه مشرف است، توفاني رخ داده باشد؟
اگر به رشته‌كوه زاگرس توجه كنيد،‌ متوجه خواهيد شد كه اين رشته‌كوه مانند ديواري است كه هر دوطرف آن دشت قرار دارد شكل اين رشته‌كوه به خوبي نشان مي‌دهد كه اگر در منطقه بين‌النهرين توفاني روي داده باشد اين كوه آن را مهار كرده است چون اصلي‌ترين ديواره‌اي است كه مي‌تواند از سر راه آن توفان قرار گرفته باشد.
همان گونه كه گفتم كوه‌ گرين در قلب زاگرس قرار گرفته است. ارتفاع همه قله‌هاي زاگرس نزديك به هم است. در سلسله‌كوه‌هاي گرين كوهي قرار دارد به نام "سركشتي"، اين كوه 2هزار و 80 متر ارتفاع دارد. با بررسي ميداني در اين كوه متوجه شدم بالاي آن دو قبر خيلي قديمي قرار گرفته است كه هم‌اكنون به عنوان امامزاده "باباي بزرگ" مورد زيارت مردم قرار مي‌گيرد.
در فرهنگ ايراني فقط دو پيامبر را به نام باباي بزرگ مي‌دانند يكي نوح و ديگري آدم.
‌يعني الان آن قبر زيارتگاه است؟
بله، از روزگاران دور مردم منطقه نهاوند و نورآباد براي زيارت، پا به اين منطقه مي‌گذاشته‌اند.
در قرآن آمده كه كشتي نوح بر كوه جودي قرار گرفته است، شما مدعي هستيد كه "گرين" همان‌ "جودي" است؟
آيه 44 سوره نوح اشاره مي‌كند "و به زمين خطاب شد كه آب را فرو بر و به آسمان خطاب شد باران را قطع كن و آب به يك لحظه خشك شد و حكم انجام يافت و كشتي بر كوه جودي قرارگرفت و فرمان هلاك ستمكاران در رسيد"
مي‌بينيد كه قرآن اشاره مي‌كند كه جودي محل به گل نشستن كشتي نوح است. با گسترش پژوهش‌ها متوجه شدم طايفه‌اي به نام جودي و جودكي آن منطقه زندگي مي‌كنند. هم‌اكنون هم افراد زيادي در سراسر ايران نام خانوادگي "جودي" يا "جودكي" را دارند.
آيا به غير از مشاهده‌هاي جنابعالي، اسناد تاريخي ديگري وجود دارد كه در آن به وجود قبر نوح در نهاوند اشاره كند؟
بله، اسناد تاريخي بسياري وجود دارد. ابن‌فقيه همداني در سال 290قمري (1200سال پيش) در كتاب "البلدان" (به زبان عربي و چاپ 1885 اروپا) صفحه 237 نوشته است: "نهاوند از ساخته‌هاي نوح (ع) است و به آن نوح آوند گفته‌اند."
ياقوت حموي متوفي 624 قمري در كتاب معجم‌البلدان صفحه 361آورده است: "نهاوند را به اين دليل نهاوند گفته‌اند كه از ساخته‌هاي نوح (ع) است"
ابي‌الفداء متوفي 732 در كتاب تقويم البلدان چاپ پاريس صفحه 417 يادآور مي‌شود: "نهاوند شهري از سرزمين كوهستان است كه نوح آن را بنا كرده است."

زكريا قزويني در سال 674 قمري در كتاب آثار البلاء صفحه 545 مي‌نويسد: "نهاوند از بناهاي نوح نبي(ع) است. اصلش نوح آوند بوده است" در كتاب مجمل‌التواريخ تاليف سال 530 قمري صفحه 186 مي‌خوانيم:
"نوح پيغامبر شهر را بنا كرد به نام خويش "نوح آوند" و آن نهاوند است.

ابن اثير در جلد سوم كتاب خود صفحه 335 مي‌آورد:
"نهاوند شهري است از بلاد جبل گويند آن را نوح بنا كرده است" در كتاب عجايب‌المخلوقات (سال 555 ق)كه اروپايي‌ها آن را قبول دارند. در جلد 3 صفحه 275 آمده است: "نهاوند شهري قديم است كه آن را نوح بنا كرد. آن را نوح آوند گويند."
خلف تبريزي در سال 1062 در كتاب برهان قاطع صفحه 1173 مي‌نويسد: "نهاوند: نوح‌(ع) باني آن شهر بوده و‌آن را نوح‌آوند مي‌گفته‌اند يعني
"نوح تخت" و "نوح مسند". پايتخت نوح بوده و آوند به معني تخت و مسند هم آمده است و به كثرت استعمال نهاوند شده است."
مي‌بينيد كه وجود قبر نوح و آرام گرفتن كشتي اين پيامبر در ايران نه تنها حرفي امروزي نيست بلكه سخني تاريخي است و مانند اين جملات در كتاب‌هاي زياد ديگري نيز آمده كه شرح آن در اين گفت‌و گو نمي‌گنجد.
سال 79 نسخه‌اي از مقاله‌ را براي بنياد نوح‌شناسي آمريكا فرستادم چون در داخل كشور كسي به اين موضوع اهميت نداد.
پس از اينكه مقاله را به آمريكايي‌ها دادم گروهي سه‌نفره براي بررسي موضوع به ايران آمدند. با يكي از آنها به منطقه رفتيم. از منطقه فيلمبرداري كردند. سنگ‌هاي عجيبي در منطقه پيدا كرديم؛ مانند حلقه‌هاي زنجير و قبرهايي مربوط به دوران پيش از اسلام. به اتفاق با 15 تن از پيرمردهاي اطراف كه مصاحبه كرديم همگي آنها مي‌گفتند نام اين كوه سركشتي است و اجداد ما گفته‌اند قبر نوح اينجاست. جالب اينكه تا 80 كيلومتر آن سوتر از منطقه افراد بومي همين نكته را نيز مي‌گفتند.
به غير از آمريكايي‌ها گروهي ديگر از منطقه بازديد داشته‌اند؟
بله، چند ماه بعد از بازديد آمريكايي‌ها يك گروه انگليسي از منطقه بازديد كرد.
شما به آنها اطلاع‌داديد؟

نمي‌دانم چگونه متوجه شدند، اما ظاهرا با صرف‌ هزينه‌هاي زيادي منطقه را مورد بازديد قرار دادند و قرار است طي ماه‌هاي آينده دوباره به نهاوند بروند.
ظاهرا كشورهاي ديگري هم مدعي نوح هستند!

هم‌اكنون شش كشور عراق، سوريه، تركيه، آذربايجان، ايران و يمن مدعي هستند كه كشتي نوح در آنجا آرام گرفته است. بدون هيچ تعصبي خدمتان مي‌گويم كه اسناد و مدارك ايران بسيار قوي‌تر از ساير كشورها است.
اگرچه معتقدم اسناد و مدارك ايراني‌ها بسيار قوي‌تر است اما باز تاكيد مي‌كنم كار علمي تعصب‌بردار نيست و هر كس سند و دلايل ارائه دهد بايد حرف او را پذيرفت و نبايد فراموش كنيم درباره امور باستاني نمي‌توان به قطعيت صحبت كرد.

منابعي كه ارائه داديد عمدتا عربي بود، آيا منابع ديگري هم وجود دارد؟
يكي از جغرافي‌دانان به نام پاپلي‌ يزدي در كتاب فرهنگ آبادي‌ها صفحه 8 درباره كوه سركشتي نوشته است: "سركشتي محل به گل نشستن كشتي نوح است و در غرب منطقه دلفان رشته كوهي است مربوط به دوران اول و دوم. مرحوم حاج‌حيدر كه كهن‌سال‌ترين مرد قبيله بود درباره وجه تسميه اين كوه گفت: پس از فرو نشستن توفان نوح، كشتي نوح بر بالاي اين كوه به گل نشست و از حركت باز ايستاد."
اهل حق كه گروهي از درويشان قديمي غرب ايران هستند براي گنبد "باباي بزرگ" (همان قبر نوح) احترام خاصي قائل هستند و قرن‌ها است كه به صورت كاروان از استان‌هاي كردستان، كرمانشاه و لرستان به زيارت آن مي‌روند.
هنري راولينسون دانشمند آشورشناس در سال 1838 نوشته است: در 25ماه مه به كوه زيباي "چهل نابالغان" رسيديم كه از طرف غرب به يك سلسله كوه مرتفع به نام سركشتي مي‌رسد. لر, ها معتقدند كشتي نوح پس از توفان در آن جا به گل نشسته است."
ادعاي اينكه قبر نوح در ايران است از لحاظ اقتصادي چه چيزي در بر دارد؟
شما توجه كنيد پس از مطرح شدن اين فرضيه چند گروه باستان‌شناس معتبر پاي به كشورمان گذاشته‌اند. جاي تعجب است چنين موضوع مهمي براي برخي از مسوولان اصلا جالب نبوده ! اما كشورهاي ديگر كه خدمتتان گفتم: با وجود اينكه اسناد و مدارك ضعيف‌تري دارند با استفاده از تبليغات فراوان و حمايت دولت‌هايشان، توانسته‌اند توريست‌هاي زيادي را جمع كنند.
آرام شدن توفان نوح در ايران را از چه جنبه‌هايي بررسي كرديد؟
از سه جنبه علمي و تاريخي، اسطوره‌اي و داستاني و ديني و مذهبي اين توفان را بررسي كرده‌ام. از هر سه جنبه مي‌توان ثابت‌ كرد هزاران سال پيش توفاني رخ داده است.
همه فرهنگ‌ها به نوعي داستان نوح را شنيده‌اند و آن را باور دارند. سال 1891 پژوهشگري به نام "اندري" ماجراي توفان نوح را با روايت‌هاي مختلف گردآوري كرده است. 68 روايت محلي، 13 روايت در آسيا، 4 روايت در اروپا، 5 روايت در آفريقا.
ويلكاكس يكي از باستان‌شناساني است كه در منطقه بين‌النهرين پژوهشي انجام داده و فرضيه‌اي را عنوان مي‌كند كه براساس آن طغيان رود فرات منشا توفان نوح بوده است. آب بالا آمده و كوهستان زاگرس را فراگرفته و زاگرس همچون سدي جلوي اين آب ايستاده است.
توفان نوح چند سال پيش رخ داده است؟
نمي‌توان در مورد وقوع اين توفان عدد ‌داد اما اگر بخواهيم حدودي سال وقوع توفان نوح را بگوييم مي‌توان گفت حدود 4هزار سال پيش اين توفان رخ داده است.
چگونگي وقوع اين توفان مشخص نيست؟
تورات معتقد است توفان 350سال طول كشيد. قرآن در چهار سوره هود، نوح، مومنون و اعراف در خصوص توفان نوح سخن به ميان آورده اما هيچ اشاره‌اي به سال نمي‌كند.
گفتيد كه دو قبر را در بالاي كوه سركشتي پيدا كرده‌ايد. يكي از آنها قبر نوح است و قبر دوم مربوط به كيست؟
حدس مي‌زنم يكي از نزديكان نوح باشد ضمن اينكه بعيد هم نيست قبر حضرت آدم در آن جا باشد.
به اطلاع خوانندگان محترم مي‌رسانيم اصل مقاله جناب آقاي دكتر افراسياب‌پور در دفتر روزنامه دنیای اقتصاد جهت ارائه به هموطنان موجود است.

عليرضا بهداد
منبع : روزنامه دنیای اقتصاد
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1392ساعت 22:11  توسط جلینی  | 

سلام من با دیدن این تصویر واقعا حالم بد شد خاک بر سر ماها ک فقط ادعا میکنیم ایرانی هستیم
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1391ساعت 14:0  توسط جلینی  | 

سلام چند وقتی ی مشکلی داشتم که نرسیدم وبلاگ رو مرتب کنم ازهمتون عذر میخوام اگه سوالی داشتید درباره تاریخ شهر گرمسار لطفا شماره تماس بذارید تا خودم به محض دیدن تماس بگیرم ممنون از همتون

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1391ساعت 23:27  توسط جلینی  | 

بنام سایرس فرمانروای ابادیها

 

تاریخچه گرمسار

 

 

 

با توجه به پیشینه تاریخیه شهرستان گرمسار و موقعیت جغرافیایی و استراتژیک و دفاعی شهرستان گرمسار و عدم اطلاعات کافی در باره تاریخ این شهر تمامی سعیمان را بر جمع اوری این اطلاعات گذاشتیم تا نتایج جالب توجهی در شناختن این شهرستان در اختیار عموم قرار گیرد

 

1.    مقدمه

براستي گرمسار را چه شده كه اينگونه رها گشته و ساكناني كه زماني اجدادشان پاسدار اين سرزمين سوق الجيشي بوده اند، اينگونه روستاهاي خود را رها مي كنند تا به جايي رخت بربندند كه هيچ گونه پيوندي با آن ندارند.
آمارهاي هرساله نشاندهنده مهاجرت افراد بيشماري از روستاهاي گرمسار به تهران و شهرهاي حومه آن است. البته اين مسأله اي است كه امروزه در تمام نقاط ايران شاهد آن هستيم ولي آنچه در اين منطقه نگران كننده است حضور و جايگزيني افاغنه، به جاي مردم بومي در منطقه است. نبودن امكانات رفاهي و مهمتر از همه كم آبي و شوري آب هبله رود كه تنها رود دائمي شهرستان گرمسار است و خشكسالي هاي ناشي از آن، از جمله عوامل مهاجرت روستائيان محسوب مي شوند. به هر ترتيب اين روستاها كه خانه هاي آن به سبك بسيار زيبايي ساخته شده و معماري آن ريشه در فرهنگ هزاران ساله دارد و متناسب با معماري كوير است، روز به روز متروك تر مي شود. پيشينه تاريخي شهرستان گرمسار و آثار باستاني به جاي مانده از قرون متوالي در اين خطه نشان از استعدادهاي فراوان گرمسار در زمينه گردشگري دارد كه مي توان با استفاه از آنها، زمينه هاي رونق و اشتغال را در گرمسار دوباره ايجاد كرد.
شهرستان گرمسار در استان سمنان و در فاصله ۱۱۰كيلومتري جنوب شرقي تهران قرار گرفته است. در قديم نام خوار به آن اطلاق مي شده كه اين نام در سال۱۳۱۹ خورشيدي به گرمسار تغيير يافت. يكي از شانزده سرزمين اوستا (به نام ورن) كه حتي در زمان آشوريان به نام خوارا ناميده مي شده و در زمان اشكانيان از اهميت بسزايي برخوردار بوده ودر زمان سلوكيان بناهاي شهرهاي مهمي از جمله خاراكس در آن نهاده شده است. همچنين در دوران اسلامي از آن به نام خوارري ياد شده است. در اين منطقه بود كه يكي از مهمترين نواحي استراتژيك ايران قديم يعني دروازه كاسپين يا دربند خزر وجود داشت كه ماد را از پارت جدا مي كرد. به طوري كه در كتب تاريخي به آن اشاره شده، اين شهر داراي دروازه اي آهني بود كه محافظاني داشت و از همين دروازه بود كه اسكندر به دنبال داريوش سوم آخرين پادشاه هخامنشي از آن گذشت.
آثار باستاني گرمسار اغلب خرابه هاي قلعه هاي عظيمي است كه امروزه به صورت تپه هاي بزرگ خودنمايي مي كند و شايد بازمانده كهن دژهايي باشد كه در زمان هخامنشیان اشكانيان و سلوكيان شهرهاي معظمي را تشكيل مي دادند. بطوري كه آپ پيان مورخ يوناني به وجود شهرهايي به نام كاتيرا، كال ليوپ، خاراکس، آپاما و آخه آن در زمان سلوكيان در ايران اشاره مي كند. متأسفانه ساخته شدن شهرها و دژهاي فوق از خشت خام در طول هزاران سال فرسايش، اثر مخربي بر آنها داشته و با توجه به عدم حفاري علمي در اين منطقه پيشينه آنها هنوز در پرده اي از ابهام است. از جمله تپه هاي معروف آن مي توان به تپه هاي زير اشاره كرد:
\ تپه غول آباد، در ۲كيلومتري جنوب روستاي غياث آباد كه به روايتي همان شهر خاراكس سلوكيان است و در مدخل آن غاري وجود دارد كه گويند كسي به انتهاي آن نرفته و افسانه هاي مختلف در مورد طلسم و جادو در مورد آن ذكر مي كنند.
\ مگس تپه، در ۱۰كيلومتري شرق گرمسار.
\ تپه امامزاده ذوالفقار، كه اين تپه به لحاظ اهميت توسط مستر چرچيل در گذشته حفاري شد و اشياء به دست آمده از آنكه باارزش بود به يغما رفت.
\ همچنين تپه سعدآباد، تپه دزماران وجيران تپه و بسياري تپه هاي ديگر كه اگر به موقع حفاظت نشوند سرنوشت تپه هايي را پيدامي كنند كه در گذشته با خاك يكسان شدند.
گرمسار قلعه هاي تاريخي متعددي نيز دارد كه از آن جمله مي توان به قلعه ايوان كي، قلعه ده نمك، قلعه سردار، قلعه هاي ريكان، قلعه هاي كهك، قلعه پاده، قلعه پنج تن، قلعه رشمه اشاره كرد.
قلعه تپه ياتري در گرمسار از اهميت خاصي برخوردار است. ناصرالدين شاه در سفرنامه خودمي نويسد: «از هشت آباد كه گذشتيم ياتري پيدا شد. ده ياتري حاكم نشين خوار است. عمارت مدور قشنگي امين السلطان روي تپه ساخته است. ياتري بسيار جاي خوبيست. مرتبه پايين اين عمارت جاي حكومت است. ما رفتيم مرتبه بالا ناهار خورديم... از مرتبه بالاي اين عمارت جلگه خوار پيداست. جلگه خوار آب زيادي دارد. از منزل تا اينجا كه آمديم البته پنجاه شصت نهر آب سر راه بودكه هر نهري سه سنگ الي پنج سنگ آب داشت.»
قلعه هاي ناسار كه در نزديكي روستاي نوحصار در ۳كيلومتري جنوب شرقي گرمسار است نيز قابل توجه است. اين قلعه ها در گذشته توسط تونل هاي زيرزميني به يكديگر ارتباط داشته كه امروزه در زير خاك قرارگرفته اند. همچنين خرابه شهر متعلق به زمان غازان خان ايلخان مغول را در تلي بزرگ در شمال شرق ناسار فعلي مي دانند.
سرزمين گرمسار داراي بقعه ها و امامزاده هاي بسياري است كه بقعه امامزاده علي اكبر واقع در ۱۴كيلومتري جنوب شرقي گرمسار به سبب داشتن معماري قابل توجه و گنبد رفيع آن از مشهورترين آنهاست. شهر ارادان كه در شرق شهرستان گرمسار قرارگرفته است، داراي قدمت بسياري است به طوري كه ناصرالدين شاه در سفرنامه خودمي نويسد: «ارادان اسم اصليش اردوان است كه از عهد اردوان اشكاني وارد اردشير ساساني بايد باقي مانده باشد و حال در اثر كثرت استعمال ارادان مي گويند.» آثار قلاع و بناهاي گذشته امروزه به صورت تپه اي بزرگ برجا مانده كه در سفرنامه هاي افراد مختلف به كرات از آن ياد شده است. ارادان داراي بازاري متعلق به دوران قاجاريه است كه اخيراً در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده است.
يكي از ديدني ترين مناطق گرمسار پارك ملي كوير است كه در جنوب شهر گرمسار واقع شده و در گذشته داراي شكارگاههاي معروف گورخر بوده و حتي تصور مي شود كه بهرام پنجم يا بهرام گور (۴۲۰ـ۴۳۸م) در هنگام شكار گورخر دركويرهاي اين ناحيه فرو رفته باشد. زيرا در قسمتهاي غربي كويرهاي گرمسار محلي است به نام جمجمه كه باعث فرو رفتن عابرين مي گردد. اين منطقه در دوران صفويه و قاجار نيز جزو شكارگاههاي مهم محسوب مي شده است. جاده سنگفرش شاه عباسي كه منطبق بر راه ابريشم بود و نيز حضور سه كاروانسرا به نامهاي قصر بهرام، قصر عين الرشيد و قصر حرمسرا به

 

دژ قلعه استناوند

این دژ مستحکم که تاریخ ان به 4000 سال پیش میرسد در ابتدای درهای خطرناک و صعب العبور واقع است( که در اثر خود افسانه ای ترین دژ ایران  نامیده میشود georg kameron 1936عجایب دژ سازی کتابخانه ملی ایران)

 

   این دژ سومین دژ غیر قابل نفوذ در ایران محسوب شده و مساحت انرا 2000*1500 متر مربع بیان میکنند این دژ عظیم بارها اسیب دید و دوباره بنا گردید این دژ در زمان دولت هخامنشی و ساسانیان اوج عزت خود را تجربه کرده است علامه دهخدا در لغت نامه استناوند را اینگونه تعریف میکند در رشته کوههای دماوند دژی عظیم ساخته شده که دور تا دور انرا حصاری در بر گرفته است بدان استناوند یا استنابند میگویند که در دوران هخامنشی اصلی ترین محل اموزش محاظان مخصوص و در دوران ساسانیان مرکز حکومت یکی از نوادگان ساسان وده است بنام اردشیر شکارچی دلیل عزت این بنا در دوران هخامنش این بوده که سربازان هخامنش پس از تصرف پارسه گد به سمت دریای کاسپین روانه گردیدند که پس از برخورد با حکومت دولت محلی ماد در استناوندب شدت مورد هجوم قرار گرفتند ماهها بدنبال راه نفوذ به دژ بودند که در اخر توسط خیانت حکمران بر ان غلبه کردند و به ان جرهد یا غیر قابل نفوذ لقب دادند و در انجا اولین نمونه ساعت افتابی را یافتند که اکنون نیز بقایایی از ان موجود است

 

کهن شهر پارسه گد

 این شهر که امروزه اثری از ان نیست بجزخرابه های اتشکده ان در سردره امروزی بنا بوده شهری ک در حصاری سنگی محصور بوده با قدمتی 5000 ساله که در دوران پهلوی بر اثر کاوش پروفسور ریچرز اثار کهن ان ب یغما رفت وی درصفحه 46 کتاب خاطراتش  که ب زبان لاتین نوشته شده بنام ایران کشور ثروتهای پنهان مینویسد:

 پس از بررسی شهر پارسه گد به تمدن اشکار این شهر پی بردیم تمدن این شهر ب حدی بود که در ان حتی وسایل بازی کودکانشان نیز از طلا ساخته شده بود درون اتشکده لوحی یافتیم(این لوح درموزه لوور پاریس نگهداری میشود ک هنوز محل ان در اتشکده بجا مانده است) به خط میخی  که در ان نوشته بود: من کوروش فرمانروای پارس این اتشکده را بنا ب پاس زحمات این افراد بنا میکنم زیرا مرا در بزرگترین نبرد عمر سی ساله ام  فتح دروازه کاسپین یاری نمودند و نیز به پاس زحمات انان شهری بدین نام بنا خواهم کرد

که این شهر امروزه بنام پاسرگاد مشهور است بی انکه کسی مبدا انرا بداند پارسه گد به زبان مادها یعنی دژ مرزی بسیاری از وزرای کوروش از این اب و خاک بوده اند از جمله امبا داماد و وزیر ارشد کوروش کبیر شاید اگر ای ابادی نبود هخامنشیان نیز وجود نداشتند

 

 

تپه غول اباد

شهر کهن خاراکس عظیم تپه ایست در 10 کیلومتری غیاث اباد که محوطه ای با ارتفاع

15 متر و با مساحت 1800*1800 متر واقع شده است که مدتی کوتاه بعنوان پایتخت سلوکیان مشهور بوده و در افسانه های قدیم یونان نیز نامی از ان وجود دارد  که این شهر توسط نیروی ماورا بشر ساخته شده است و دارای هزار راههایی میباشد که ورود بداخل انرا نا ممکن میسازد این شهر نیز به لطف مرمت غیر قانونی در حال تخریب است(ویکی پدیا)

مکث تپه

در زمان دولت هخامنشی که نمونه های اولیه کاروانسراها شکل گرفت مکانهایی برای استراحت مسافران در نظر گرفته شد که به انها مکث خانه نیز گفته میشده که این بناها دارای سردابها و مکانی مجلل در میان خود برای استراحت درباریان بوده است

دروازه کاسپین

این دروازه که مکان امروزه ان حدود ایوانکی و اول سردره خوار واقع شده است مهمترین دروازه در اثر خود بوده و مرز بین پارسیان و مادها را مشخص میکرده است بگونه ای که هر دولتی که بدان دست می یافت خود را پیروز جنگ میدانست اهمیت این دروازه بگونه ای است که در اوستا بهمراه شهر خوار امده است و 5 ایالت از 18 ایالت ان زمان محسوب میشود

گرمسار دارا ی اثاری بسیارارزنده میباشد که اطلاعات کاملی از ان در دسترس نیست

تپه های گرمسار به دو دسته پیش از هخامنش و پس از هخامنش مربوط میشود که اثار قبل از هخامنش عبارتند از:

تپه نورالدین_تپه حسن –غره تپه که از دوران نو سنگیست وبا تپه سیلک کاشان وزاغ تپه زنجان برابری میکند

تپه های پس از هخامنش نیز عبارتند از گیس تپه_ تپه علی اباد

کاشان تپه شورهزار تپه قوش تپه تپه رشمه اوزون قوچیلی

مگس تپه نام برد

کوه اژدها

یکی دیگر از عجایب گرمسار رده هایی بسیار زیباست که بدان کوه اژدها میگویندکه از نظر چین خوردگی جز عجایب دنیا محسوب میشود که علامه دهخدا انرا محل جنگ رستم و اژدها دانسته است رستم در این خوان به همراه رخش در بیابان بی آب و بسیار گرم گرفتار شد.

ب|بیابان بی آب و گرمای سخت|کزو مرغ گشتی به تن لخت لخت ب|چنان گرم گشتی هامون و دشت|تو گفتی که آتش بر او برگذشت رستم تاب و توان خود را از دست داد و از پروردگار یاری طلبید تا در نهایت یک گوسفند ماده (میش) را در مقابل خویش دید و با خود اندیشید که میش بایستی آبشخوری داشته باشد. از اینرو با تکیه بر شمشیر قد راست کرد و افتان و خیزان در پی میش به راه افتاد و به آبشخور رسید و خود را سیراب نمود. خوان سوم: جنگ بااژدها رستم پس از رهایی از بیابان بی آب به خواب رفت که در نیمه‌های شب اژدهای پیل پیکری که در آن نزدیکی می‌زیست به رخش حمله ور شد.

رخش به رستم پناه برد و با کوبیدن سُم تلاش نمود او را از خواب بیدار کند اما پیش از بیدار شدن رستم از خواب، اژدها خود را پنهان نمود. رستم از خواب برخاست و به رخش غرّید که چرا بی‌دلیل وی را از خواب بیدار نموده‌است. این اتفاق یک بار دیگر تکرار شد و رستم عصبانی‌تر از پیش رخش را تهدید نمود که اگر بار دیگر وی را بی دلیل بیدار کند سر وی را از تن جدا خواهد کرد. اژدها برای بار سوم به رخش حمله کرد و رخش با تردید رستم را بیدار نمود و او این بار اژدها را پیش از آنکه پنهان شود رؤیت کرد و با وی گلاویز شد. رستم در نهایت با کمک رخش که پوست اژدها را به دندان گرفته بود، سر از تن اژدها جدا کرد

 جالبه بدونید که تو کل زمین فقط همین یک نقطه چین خوردگی به این زیبایی داره

 

خرابه شهر گرمسار

 

خرابه شهر شهر قدیم گرمسار ک در دوران ساسانیان اباد گردید یکی از قدیمیترین شهرهای سمنان میباشد این شهر در زمان ایلخانان دوباره صاحب قدرتی فوق العاده گشت و به تفرجگاه پاییزه انها بدل شد پس از جستجو و تجسس از مردم روستا به این نکته اشاره شد که این شهر در واقع در زیر همین خرابه هاست

 

کانال سوداغلان

 قدمت این کانال بدوران اولین حاکمان محلی میرسد که در واقع برای جلوگیری از ویرانیهای سیلاب استفاده میشده است که امروز به شکل کنونی تبدیل گشته

 

ایوانکی

افسوس ک اطلاعات کاملی در باره این شهر عظیم در دست نیست

 

ایوانکی شهری است کوچک با جمعیتی حدود 15000نفر در - 55کیلومتری شرق تهران. که از شمال با شهرهای دماوند ، آبسرد و از جنوب با کویر و از شرق با گرمسار و از غرب با پاکدشت و تهران همسایه است .این شهر محل رویارویی دو دنیای متفاوت است . در 25 کیلومتری این شهر جاده سر سبز فیروزکوه قرار دارد و در 5 کیلومتری جنوب شهر ، دشت کویر یکی از مخوف ترین بیابان های جهان با تپه های ماسه روان و شن و بادهایی که روز روشن را تار می کنند . جاده مشهور سنگفرش کویر از حوالی ایوانکی آغاز می شود و تا قلب کویر را می یابد . قدمت این جاده به 400 تا 600 سال پیش می رسد . می توان گفت که قدیمی ترین جاده جهان است . جاده به این معنی که زیر سازی داشته باشد و تاسیسات میان راهی .دیر زمانی این شهر مکانی نسبتاً مهم بوده است.این شهر کوچک سابقه ی 5000 ساله ی تاریخی دارد و در حدود 3500 سال پیش مرز میان دو دولت مهم آن دوره یعنی پارت (Part) و قمس (Qomes) بوده است .در کتابهای رومی و یونانی نام ایوانکی امروزی را شاراکس(CHARAX)نوشته اند.همچنین به دربند خزر و دروازه دریای خزر هم معروف بوده.این شهر تاریخی در زمان حکومت کیانیان بنا به گفته اشخاص همچنین بعضی متون تاریخی پایتخت ایران بوده است.اکنون آثاری از گذشته های دور در این شهر وجود دارند که به آنها توجهی نمیشود,مانند کاروانسرای شاه عباس,قلعه ماری( که نام محلی آن رباط ماری است)

 کهن روستای پاده

این روستا در نز دیکی شهر ارادان میباشد که به ارگ بم گرمسار نیز معروف است

در باره تاریخچه ان اطلاعات کاملی در دست نیست اما پروفسور المستد ایران شناس امریکایی قلعه پاده رامربوط بدوران ساسانیان میداند و این شهر را از لحاظ معماری جز عجایب دوران خود بر میشمرد و انرا زندان میداند

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد 1391ساعت 10:43  توسط جلینی  | 

سلام بعد ی غیبت طولانی دوباره امدم با ی سری عکس جالب از غارهای نمکی گرمسار توسط اقای ژرویز ستوده

 

تصویر شماره 7 : البته این عکس مربوط به نمک های دپو شده در کنار یکی از معادن بالادست غار نمکی می باشد و در داخل غار از این تصاویر نمی بینید

تصویر شماره 8 : مشابه تصویر شماره 7 و جلوه های ویژه نمک که در اثر بارش باران به اشکال مختلف در آمده و تا اندازه زیادی هم تیز و برنده هستند ، این نمک ها مانند سنگ سخت هستند و برای شکستن آنها نیاز به چکش و ابزارهای محکم می باشد ، بهتره با دست و پا امتحان نکنید ، یک ضربه با پا اگر مستقیم برخورد کند زیره کفش را برش خواهد داد ، امتحان نکنید ، امتحان شده .... بابا شما قدرتتون زیاد .. امتحان کنید چی بگم

تصویر شماره  9  : نمایی از دهانه غار از ارتفاعات غربی غار عکس تهیه شده و از بالا غیر قابل دسترس به نظر می رسه

تصویر شماره 10 : تصویری از رودخانه نمک منتهی به غار که از تپه های غربی آن تهیه شده است .،در این مسیر بود که قسمتی از ساق پای گرگی تازه مرده را از نزدیک دیدیم و این اثر نشان می دهد که شکارچیان علاوه بر شکارهایی که معلوم نیست قانونی یا غیر قانونی می باشد به حیوانات وحشی منطقه هم رحم نمی شود ....

تصویرشماره 11 : رودخانه شورآب از نمای نزدیک

تصویر شماره 12 : دهانه غار ، لازم به توضیح است غار دو دهانه دارد که یکی در مسیر رودخانه و دیگر در قسمت بالاتر می باشد که این دهانه بالایی می باشد و قطر ورودی آن چیزی حدود 10 متر می باشد

تصویر شماره 13 : استالاکتیت هایی که جنس آنها کربنات کلسیم نیست بلکه از جنس نمک طعام می باشد ، نمی دانم واژه ایی برای این چکنده ها وجود دارد یا نه ، اگر دوستان اطلاعاتی در این زمینه دارند خوشحال می شوم نامگذاری شکل های تشکیل شده از نمک را بدانم ، البته بنده ای مشکل را در قسمت کوهنوردی و اشکال حاصل از چکنده های آب دارم که قندیل ها و اشکال مخلتف غیر از قندیل را چه بنامم ... در هر حال تاکنون بنده هم در زمینه اشکال مختلف یخ و هم در زمینه اشکال مختلف نمک تعریف مفاهیم و واژه ها را ندارم . نمونه ای زیادی از این اشکال وجود دارند که در زیر دو نمونه آن به تصویر کشیده شده است .

تصویر شماره 14 : اشکالی زیبا از نمک

شکل شماره 15 : دهانه بالایی غار نمکی

تصویر شماره 16 : دهانه بالایی غار از زاویه دیگر از دورن غار

تصویر شماره 17 : من هنگام خروج از غار ، راستی درون غار سرد است و جریان هوا از شمال غرب به سمت جنوب شرق که غار در این امتداد قرار دارد جریان دارد .

تصویر شماره 18 : شکل دهانه غار که توسط علی آقا به تصویر کشیده شده است ، شکل دهانه بالایی حالت بیضوی و جهت آن به سمت جنوب شرقی می باشد

تصویر شماره 19 : دهانه ورودی اصلی که در امتداد رودخانه شورآب قرار دارد و بعد از این ورودی بلافاصله وارد تالای می شویم که سقف آن حدود 20 متر و مساحتی بالای 50 متر مربع دارد ولی بدلیل ناکافی بودن نور سقف غار به خوبی قابل رویت نیست .


تصویر شماره  20

داخل غار تاریک بود و با هدلامپ می توانستیم محدود کمی را روشن کنیم ، برای همین ما نتوانستیم عکاس های مناسب بگیریم . کف غار مقدار زیادی پَر پراکنده در یک مکان ریخته شده بود ، پَرها تمام سیاه بودندو به نطر می رسید که مربوط به کلاغ باشد ، بودن این پرها کمی عجیب به نظر می رسید ، نحوه پراکنده شدن پَر به این می ماند که حیوانی آنها شکار و در اینجا خورده است ، فقط پر بود و آثار دیگری مشاهده نمی شد ،

رخنمون‌های نمک (پدیده رسوبی – سنگ شناسی)
وجود گنبدهای نمکی و معادن نمک فراوان در استان سمنان موجب پیدایش رخنمون‌های مختلف از رسوبات و کریستال‌های نمک در این محدوده شده است. رخنمون‌های نمک با اشکال کریستال خود شکل، گل کلمی، تخم مرغی، لایه‌ای و اشکال دیگر با رنگ‌های متنوع مشاهده می‌شوند. تنوع رنگ در این رخنمون‌ها به دلیل وجود عناصر و ناخالصی‌ها در ترکیب نمک است.

تصویر شماره 21 : بازهم تصاویری زیبا از معدنی دیگر که در خروجی معدن اشکالی بی بدیلی را ساخته و پرداخته اند

تصویر شماره 22 : خودتون ببیند و از دیدن آنها لذت ببرید ، اینها جزء کوچکی از زیبایی ها منطقه است که چشم امیدشان به معرفی متخصصان و آگاهان این خطه ارزشمند و ژئوتوریسمی است .


 


با سلام کلیپ تصویری بوی عیدی فرهاد جهت دانلود به پیوست ارسال
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 22:28  توسط جلینی  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 9:39  توسط جلینی  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1390ساعت 11:54  توسط جلینی  | 

سلام من امدم با با ی سری عکس جالب و ی مکان فوقالعاده زیبا ی غار نمکی دقیقا زیر شمشیر کوه

اینم ی مکان فوق العاده زیبا

ب اینجا میکن زندان افغان واقعا عالیه



 


delijan naragh cave

ناخن شيطان

ديوار غار

غار زنده

ازآن جمله دردامنة شمالي سياه كوه غربي بين كوه دوازده امام و رشتة اصلي سياه كوه، محلي است كه به علت جمع شدن آب در زمينهاي هموار آن در فصل بهار به نام دق كشكولي معروف شده است. قدري به سمت شمال شرقي محل مزبور در روي تپه ماهورهاي بدنه سياه كوه ، غاري است افسانه‌اي كه به نام غار دق كشكولي يا زندان افغان ناميده مي شود و علت انتخاب نام «زندان افغاني » از روي افسانه اي است كه بوميان چنين نقل مي كنند :
درويشي هندي كه ساليان پيش به سراغ اين غار آمده بود مي گفت : « شاهزاده خانمي از افاغنه با گنجينه گرانبهايي در آن مدفون است » و درويش آن غار را زندان افغان مي‌خواند و طبق روايت اهالي درون اين غار چون بازاري است كه يك شتر سوار نيزه به دست مي تواند به آساني از درون اين غار گذر كند . در گوشه و كنار جاي آتش و استخوان ديده مي شود و اطاقهايي است كه گويا زندان بوده است .
ولي به طور قطع روايت فوق افسانه اي بيش نيست و آقاي چنگيز شيخعلي مسئول هيئت غارشناسان ايران كه شخصاً از اين غار ديدن نموده است به مشاهدات خود چنين خاتمه مي دهد : بايد گفت از آنچه علي (راهنماي محلي ) از درون غار براي ما گفته بود هيچ نشانه اي نيافتيم نه از اجاق هاي آتش و استخوانها آدم و نه از زندان كنده شده و كيلومترها راه بي پايان .

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اسفند 1390ساعت 19:36  توسط جلینی  | 

سلام درسته اسم وبلاگم گرمسار کهن اما میخوام بعضی ها رو اگاه کنم که ما ایرانی هستیم

چند تا مبحث پایینتر عجایب هفتگانه دنیا رو اوردم اما الان میخوام عجایب ایران ک کمتر از اونها نیست رو  بگم شاید اگه این اثار تو کشوری غیر ایران بودن الان جز عجایب  بودند

براستی این اثار کمتر از عجایب هفتگانه هستند؟؟؟؟؟؟؟؟

شاید بزرگانم مملکت بهتر بدانند که ایا خارج کردن این اشیا بدون اینکه کسی بفهمد امکان پذیر است؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1390ساعت 15:33  توسط جلینی  | 

وصیتنامه داریوش هخامنشی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1390ساعت 12:16  توسط جلینی  | 

چیچن ایتزا اثری باستانی از تمدن مایا است که در کشور مکزیک واقع شده است

مجسمه مشهوری که در برزیل در شهر Rio de Janeiro قرار دارد و بسیاری از مردم آن را در تلویزیون دیده اند در حقیقت مجسمه مسیح منجی است. این مجسمه با 125 فوت ارتفاع در سال 1926 و در ارتفاع ۷۱۰ متری نوک کوه Corcovado ساخته شده است.

 

Coliseum معروفترین آمفی تئاتر دایره وار(بیضی) عظیم تاریخی که تعداد ردیف‌های صندلی آن به تعداد پنجاه هزار ودارای ۸۰ در ورودی است. واژه کلوسئوم به معنی «جایگاه بزرگ» نام دیگر آن آمفی تئاتر فلاویوسی(amphitheaterum flaviusi) است. ساخت کولوسئوم توسط Vespasian (وسپاسین)امپراطور سالهای ۶۹ تا ۷۰ روم پایه گذاری شد، پس از آن پسرش Titus (تیتوس)در سال ۸۰ بعد از میلاد آنرا بنا کرد، که نهایتا توسط Domitian (دومتین)برادر Titus که در سال ۸۱ بر وی غلبه کرد و بر جایگاه امپراطور روم نشست، کامل شد و به پایان رسید. کولوسئوم به عنوان اولین آمفی تئاتر دائمی و ماندگار ساخته شده در روم، در زمین‌های باتلاقی ما بین تپه‌های Esquiline(اسکوئیلین) و Caelian(کائلین) واقع شده بود

دیوار چین که یکی از هفت اعجاز جهان شمرده می شود، در جهان به لحاظ زمان ساخت طولانی ترین و بزرگترین مهندسی تدافعی نظامی در قدیم است .
 
این دیوار در نقشه جغرافیایی چین ۷۰۰۰ کیلومتر امتداد یافته است. این اثر سال ۱۹۸۷ در "فهرست میراث جهانی " ثبت شد. تاریخ ساخت دیوار چین به قرن ۹ قبل از میلاد باز می گردد.
 
ماچو پیچو (به اسپانیایی: Machu Picchu)، به معنی قلهٔ قدیمی، از آثار دورهٔ اینکاها می‌باشد که در ارتفاع ۲٬۴۳۰ متری از سطح دریا در دامنهٔ کوه در بالای درهٔ اوروباما در کشور پرو و در ۷۰ کیلومتری شمال کوسکو قرار گرفته‌است. اغلب اوقات از آن به‌عنوان «شهر گمشدهٔ اینکاها» یاد می‌شود. ماچو پیچو احتمالأ شناخته شده‌ترین نماد امپراتوری اینکاها می‌باشد.
 
این شهر باستانی در ۲۶۲ کیلومتری جنوب شهر عمّان پایتخت اردن ودر غرب راه اصلی بین شهر عمّان وشهر عقبه واقع شده‌است. شهری است به کمال که همهٔ آن در کوه و در تخته سنگهایی به رنگ گل سرخ یا رنگ صورتی تراشیده شده‌است. از اینجاست که نام این شهر زیبا پترا نهاده شده‌است. کلمه (پترا) به زبان یونانی به معنی (صخره) است وچون این شهر باستانی تماماً در سنگ (صخره) کنده شده‌است آنرا پترا نامیده‌اند.

آرامگاه زیبا و باشکوهی است که در نزدیکی شهر اگرا و در ۲۰۰ کیلومتری جنوب دهلی نو پایتخت هند واقع شده‌است. این بنا به دستور شاه جهان، امپراتور گورکانی هند به منظور یادبود از همسر ایرانی محبوبش ممتاز محل که در سال ۱۶۳۱ (میلادی) به‌هنگام وضع حمل فوت کرد بنا شده‌است. شاه تصمیم گرفت پس از مرگ همسرش با ساخت بنایی زیبا، مجلل و عظیم، همسرش را جاودانه کند. از این‌رو آرامگاهی زیبا بر روی قبر او بنا نهاد.
 
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1390ساعت 11:56  توسط جلینی  | 

دانستنیهای جالب هخامنشیان
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت 21:25  توسط جلینی  | 

داستانهایی در باره مردانگی کوروش کبیر
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت 21:24  توسط جلینی  | 

دوست دارین وصیت کوروش رو زمان مرگش ب کامبیز و بردیا رو بخونید واقعا جالبه
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت 21:18  توسط جلینی  | 

عظمت ایران رو با الان مقایسه کنیدواقعا تاسف داره
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت 21:11  توسط جلینی  | 

دلیل نامگذاری ایران


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت 21:10  توسط جلینی  | 

ایرانیها معتقدن کوروش همون ذوالقرنین اما بعضی اعراب ب ظاهر ایرانی قبول ندارن اینجا میخواییم ثابت کنیم ب ادامه مطلب حتما بروید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت 21:0  توسط جلینی  | 

میخوام ی مقدار ایرانیها رو با ایران کهن اشنا کنم شاید بخاطر این مطالب وبلاگم بسته بشه اما ایراد نداره

سخنانس زیبا از کوروش کبیر

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت 20:42  توسط جلینی  | 

اینم چند تا عکس از ایوان کی

کاروانسرای ایوانکی

 

نمایی از کاروانسرای قدیمی ایوانکی

 

یخچال سنتی

دور نمای کاروانسرا

..جور دیگر باید دید

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت 20:34  توسط جلینی  | 

چند تا عکس میخوام بذارم ک ربطی ب گرمسار نداره اما کمتر از عجایب دنیا هم نیست 

 

در کنگاور، بر بلندی‌ یک‌ صفه‌ سنگی‌، بقایای‌ بنای‌ عظیمی‌ هنوز خود نمایی‌ می‌کند. نام‌این‌ بنای‌ پیش‌ از اسلام‌ از «آناهیتا» ایزد و فرشته‌ نگاهبان‌ آب‌ - فراوانی‌ و برکت‌ - برگرفته‌ شده‌ است‌. قدمت‌ بنا رابرخی‌ به‌ دوران‌ اشکانیان‌ می‌رسانند. بر روی‌ بقایای‌ بنای‌ پارتی‌، آثاری‌ از این‌ دوره‌ و نیز آثاری‌ از بناهای‌دوره‌های‌ اولیه‌ اسلامی‌ دیده‌ می‌شود. طبق‌ کاوش‌های‌ علمی‌ معماری‌ معبد آناهیتا از هنر هخامنشی‌ مایه‌گرفته‌است‌.
بنای‌ اصلی‌ معبد آناهیتا چهار ضلعی‌ است‌ و طول‌ دیوارهای‌ آن‌ 230 متر است‌. قطر این‌ دیوارها در بیشترنقاط‌ به‌ 18 متر می‌رسد که‌ عظمت‌ باستانی‌ آن‌ را به‌ خوبی‌ نشان‌ می‌دهد. پلکان‌ اصلی‌ بنا دو طرفه‌ و چسبیده‌ به‌دیوار است‌. اختلاف‌ سطح‌ پست‌ترین‌ تا بلندترین‌ نقطه‌ بنای‌ ناهید 30 متر و به‌ صورت‌ پله‌ پله‌ و شبیه‌ بناهای‌هخامنشی‌ است‌. در پای‌ دیوار شرقی‌ بنا، یک‌ گورستان‌ صخره‌ای‌ مربوط‌ به‌ دوران‌ پارتی‌ کشف‌ شده‌ است‌. اموات‌این‌ قبور رو به‌ بنای‌ آناهیتا دفن‌ شده‌اند.

چُغازَنبیل نیایشگاهی باستانی‌است که در زمان عیلامی‌ها و در حدود ۱۲۵۰ پیش از میلاد ساخته شده‌است. چغازنبیل بخش به‌جامانده از شهر دوراونتش است.
این سازه در ۱۹۷۹ در فهرست میراث جهانی یونسکو جای‌گرفت.
این نیایشگاه توسط اونتاش گال (پیرامون ۱۲۵۰ پ.م.)، پادشاه بزرگ ایلام باستان، و برای ستایش ایزد اینشوشیناک، نگهبان شهر شوش، ساخته شده‌است.
مکان جغرافیایی زیگورات چغازنبیل در ۴۵ کیلومتری جنوب شهر شوش در نزدیکی منطقه باستانی هفت‌تپه که از جاده شوش به اهواز قابل دسترسی است، می‌باشد.
بلندی آغازین آن ۵۲ متر و ۵ طبقه بوده‌است. امروزه ارتفاع آن ۲۵ متر و تنها ۲ طبقه و نیم از آن باقی مانده‌است.
«چغازنبیل» که نام باستانی این بنا است، واژه‌ای محلی و مرکب از دو واژه «چُغا» (در زبان لری به معنی «تپه») و زنبیل (به معنی «سبد») است که اشاره‌ای است به مکان معبد که تپه بوده و آن را به زنبیل واژگون تشبیه می‌کردند. این مکان نزد باستان‌شناسان به «دور-اونتَش» معروف است که به معنای «دژِ اونتش»» است.
اونتاش گال پادشاه ایلام باستان است که دستور ساخت این شهر مذهبی را داده‌است. بنای چغازنبیل در میانه این شهر واقع شده‌است و مرتفع‌ترین بخش آن است.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت 20:18  توسط جلینی  | 

این ی قلعه است
تو گندم دره گرمسار واقعا جالبه
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت 20:2  توسط جلینی  | 

دنبال این عکس واقعان گشتم خلاصه پیدا کردم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت 19:51  توسط جلینی  | 

دنبال این عکس واقعان گشتم خلاصه پیدا کردم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت 19:51  توسط جلینی  | 

 

 

 اب انبار علی اباد

 

نمایی فوق العاده از ارگ بم گرمسار

 اب انبار دهنمک

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت 19:27  توسط جلینی  |